یک سبد تنهایی

متن مرتبط با «هنوز از یار تنهایم معین» در سایت یک سبد تنهایی نوشته شده است

پس از چندی

  • نیلوبلاگ

    می زند قلبم در سرمای نه چندان زیاد بهمن .. و من هی غوغا می کنم هی شعر میخوانم و کودک درونم را که هنوز با جهان مادی اخت نشده به بازی فرا می خوانم ... بازی زندگی .بازی قرار و فرود ... چالشها .لبخندها . دردها و .    زندگی را این آینه تمام قد هستی را می ستایم و دوستش دارم و خودم را میان دست هایش قرار میدهم. اسب سرنوشت که بیاید دختری تیرماهی به عشق پسری شهریوری راهی سفر زیستن خواهد شد. دختری و پسری با دنیاهای گوناگون . دردهای مشترک شادیهای مشترک رنج ها قابل تامل و .....تقدیر می آید و می رود و من دریچه قلبم را که تماما از  او سرشار است با توکل به خدا به روی آینده ای خوب و روشن باز میکنم ... و خدا را قسم میدهم که روحمان را آنقدر قوی کند تا قرار و فرود زیستن ما را از اهداف بزرگمان دور...

    ادامه مطلب
  • سخنی با یار

  • نیلوبلاگ

    ابراهیم من ابراهیم عزیزم چقدر دوست داشتن تو زیباست. چقدر خواستن تو شیرین است. چه اندازه بودن تو تمام لاجوردها را در زندگی من فرو ریخته. میدانم چقدردوستم داری و میدانم چقدر خواستن تو در روحم ریشه دوانده. دوست داشتن دو طرفه عزیز جانم ابرهیم همین است که تو بیقرار منی و من بیقرار تو. که من سرشارم از آرزوهای خوب برای تو و تو نیز. کاش ابراهیم اشتیاقمان به هم چنان شعله ور شود که انسانیت در ادامه عشقمان ش...

    ادامه مطلب
  • هنوز تنهایم

  • نیلوبلاگ

    حس تلخی است مثل قهوه تلخ مثل شکلات تلخ حتی تلخ تر که در سی و اند سالگی احساس تنهایی کنی. که شانه هیچ مردی نباشد تکیه گاهت شود و آرامش بخشت حس تلخی است که غصه هایت را فرو بری و تلخ لبخند بزنی. مثل جوی آب در من جاری است در سی و اند سالگی ام راه می رود و قدم می زند. موجودی ترسناک فراتر از همه بغض ها و تجارب این تنهایی تلخ این افسانه تاریک... تنهایم و هنوز مردی نیست که در کم کند و دوستم بدارد و دردهایم را بشنود حقیقت دارد این روزهای تلخ با خودم قرار می گذارم لب رودخانه کنار حوض در دل جنگل های وحشی با خودم خود تنهایم ابرها گریه دارم سالها بغض نهان و ن...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    هنوز تنهایم | هنوز یار تنهایم | هنوز از یار تنهایم | هنوز هم یار تنهایم | هنوز از یار تنهایم معین |